![]() |
![]() |
|
|
بازم ماه اسفند اومد و حال و هوای مناطق
خدایا یعنی میشه امسالم با بجه های ریحانه النبی بریم جنوب؟؟؟؟؟؟
چند ماهیه که دیگه حاله نوشتن ندارم دلم بدجوری هوایی شده...مخصوصا با این برنامه های تلویزیون و تصاویری که از راهیان نور نشون میده هر بار کلی اشک میریزم...ای کاش میشد برم اونجا و دیگه هیچ وقت برنگردم...دوست دارم اونجا بمونم و هر روز دم غروب به خاک شلمچه زل بزنم و رازهای اون خاک آسمونی رو کشف کنم...دوست دارم ظهرا توی هویزه باشم و دهلاویه و سعی کنم که هر روز بیشتر از قبل حال اونجارو درک کنم...دوست دارم اینقدر روی رملهای فکه قدم بزنم تا از رمز و راز این خاک عجیب سر در بیارم...اونجا همه چیز فرق میکنه...اونجا شهدا با آدم حرف میزنن /خاطره میگن/نه فقط شهدا اونجا همه چیز با آدم حرف میزنه ساختمونای دوکوهه حسینیه ی شلمچه قبرهای ۷۲ شهید مظلوم هویزه پرچمهای طلائیه خروش اروند خلاصه همه چیز اونجا جون داره هم شهیدا زنده اند هم خاک و حتی سنگ ریزه های مناطق...
ای کاش هر کی تا حالا نرفته امسال برای یک بارم که شده بره مطمئن باشه که آخرین بارش نخواهد بود...خاک اونجا آدم و میگیره...
اصلا اونجا به معنیه واقعی آسمان خاکیه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 10:5 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
الا حول ولا قوه الا بالله
ای دشمن حق ما دلیر و حق پرستیم برگرد تا سربند یا زهرا نبستیم |
|
RSS
|