![]() |
![]() |
|
|
بسم رب ا لشهدا فردا پیکر پاک 65 شهید روی دستای مسافرای جا مونده ی کربلا تشییع میشه.
از همینجا به خانواده های محترم این شهدا و مادرای شهدای گمنام تبریک میگم. ولی نمی دونم چرا دلم نمی خواد بیان...احساس میکنم اونا مال اینجا نیستن...مال این شهر نیستن میدونم که اونا فقط چند تا استخون هستن و خود شهدا همیشه زنده اند و بین ما ولی ...می دونید چیه راستش خجالت میکشم ...من احساس میکنم هر چند وقت یک بار زمینای پاک جنوب این امانتیا رو بر میگردونن تا بگن باز فراموش کار شدید این زمینای پاک اون یادگاریارو که برای خودشون نگه داشته بودند و واقعا هم لیاقتش رو داشتن بر میگردونن تا یه چیزایی و به ما یادآوری کنه ...شهدا فردا میان رو دستای ما تشییع میشن تا بگن آهای دختر خانم آهای اقا پسر که داری تو این دنیا تو این کشور تو خاک وطن خودت در کمال آزادی نفس میکشی تویی که میگی شهدا راه خودشون و رفتن و ما هم راه خودمون و میریم تویی که میگی رفتن که رفتن ما که ازشون نخواستیم برن این آزادی و اینکه اصلا الان میتونی حرف بزنی رو مدیون ما و رفقامونی ...خودت خوب میدونی کیا رو میگم یه عده جوون پاک که یه تار موشون و به صد تا آدم بی معرفت و نادون مثل شما ها نمی دیم ما پیکر همون آدماییم مام جوون بودیم مام یه مادر داشتیم که زخم روی دستامون می افتاد صد بار میمردن و زنده می شدن اما همون مادرا مارو فرستادن جنگ گفتن برو نزار دست دشمن به ناموست برسه...میدونی منظور مادرم از ناموس کی بود ؟ آره جوون ما همون جوونا هستیم ولی ما کجا و ...می خوایم بهتون بگیم که ما یه چیزایی داریم که شما اگه ثروت قارونم داشته باشید از داشتن اونا محرومید.من فکر کنم شهدا خیلی حرف دارن با ما که اگه خوب گوش کنی توام می شنوی...من خجالت میکشم ...من از مادر اون شهید خجالت میکشم...ای کاش ما جزو اون فراموش کارا نباشیم. بگذریم...وااای من که از الان بوی شلمچه و فاو و قصر شیرین و اروند داره مشامم و نوازش میده...چه حالی دارن امشب خانواده های این شهدایی که نام ونشون دارن وچه حال عجیبین مادرای شهدای گمنام چه حالیه امشب مادر بزرگ من که هنوزم چشم انتظاره عموی خوبمه ...ولی باز دل همه بچه رزمنده ها گرفت بازم یاد اونروزا و اشک و آه و افسوس...امشب بازم جانبازای شیمیایی بیماریشون اوت میکنه ...اینقدر دلم گرفته که نمی دونم چی بگم... فردا من نمی تونم به تشییع برم خیلی دلم می خواست ولی قسمت نیست...از همینجا و از طرف همه ی برو بچه های هیئت ریحانه النبی (س) به شهدا سلام میکنم و یه خواهش شخصیم از شهدایی دارم که تو شلمچه و کربلای 5 پر پر شدن قسمشون می دم به زهرای اطهر که سلام منو به عموم برسونن و بگن یعنی زینب اینقدر بد شده که دیگه خیلی وقته سراغش نمیای؟بهش بگید که به هر حال من همیشه دوستش دارم و به یادش هستم بهش بگید من با اینکه هر سال برم و جلوی دشت شلمچه بایستم و از اونجا باهاش حرف بزنم خیلی حال میکنم بهش بگید هر بار که شهید میارن من همیشه زیر تابوت شهید شلمچه رو به یادش میگیرم و وداع میکنم ... خلاصه سلام مارو به همه ی شهدا برسونید سلام مارو به اربابمون و آقامون حسین بن علی (ع) هم برسونید .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 23:15 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
الا حول ولا قوه الا بالله
ای دشمن حق ما دلیر و حق پرستیم برگرد تا سربند یا زهرا نبستیم |
|
RSS
|