![]() |
![]() |
|
|
آرمان خواهي انسان مستلزم صبر بر رنج ها ست .
پس برادر خوبم ،براي جانبازي در راه آرمان ها ياد
بگير كه در اين سياره ي رنج ،صبور ترين انسان ها
با شي
شهيد آوینی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 19:41 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
به نام خداي زيباييها آيا مي دانيد ،ياران امام زمان چه ويژگي هايي دارند؟
ياران امام عاشق مولاي خويشند ودر راه اجراي فرامين او از
بذل جا ن دريغ نمي كنند ودر انجام دستوراتش بر يكديگر سبقت
مي گيرند .در پيروي از او تلاشگر وكوشا هستند. پيروي آنان
از امام برخاسته از عشق وعلاقه قلبي آنان است ، همانند پروانه
گرد شمع وجودش در گردشند و جاذبه سازنده وپر قدرتش آنان
را مجذوب كرده است ، او را بيش از هر كس دوست داشته و
پيروي از او را بدون قيد وشرط بر خود لازم مي دانند ، چرا
كه لبخند او را جلوه ي از رضاي خداوند وعتابش را تازيانه
خشم خداوند مي دانند.
(حا لا واقعا فكر مي كنيد ؛چقدر به اين معيارها نزديك هستند)
راوی۱ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 19:37 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 18:58 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
سلامي به گرمي دل هاي مهربان
اين بار ميخواهيم به دوكوهه برويم
قطعه اي از بهشت
جايي مقدس ، كه قدم هاي شهدا را در خاطر دارد
همه از اينجا اعزام مي شدند
سا ختمان هايي با ميليون ها خاطره
بالاي در هر ساختمان نام يك گردان است
گردان هاي با صفا وبي ريا
و يه گوشه عكس شهيد همت و مي بيني كه داره با افراد گردان صحبت ميكنه
دوكوهه افتخار ميكنه آخه شهيد همت وشهداي ديگه پا تو خاك اونجا گذاشتند
تو ساختمون كه ميره سرگردون مي شي
انگار دنبال كسي ميگردي
دوست داري تو تك تك اتاق ها بشيني تا مي توني گريه ودرد دل كني
دو كوهه اخر سفر ما بود
غم و مي شد تو چهره همه بچه ها ديد
هيچ كس دوست نداشت كه برگرده
اما چه بايد ميكرد
با صداي سوت قطار همه ي بغض ها شكست
قلبهايمان را جا گذاشتيم و آمديم
يا حق فهيمه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 22:20 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
خرمشهر نخلهایت سو گوار بس عزا ست کوچه ها یت آشنا ی د رد بود خانه ات جولا ن گه نامرد بود بر فراز قامتت تکبیر ه می نشیند بر لب تک تیر ها شهر من ای بستر دریای خون در تو جاری معنی قرآن کنون ای صداقتهای عریان را ندیم در بسیط جنگل ایمان مقیم تل خاک تو نشان از خانه هاست بازوانت زخمی بیگانه هاست ای قساوت های دشمن را نشان در هجوم وحشی قابیلیان کربلای دیگری در ملک خاک نینوای دیگری در این مغاک شهر من ای نینوای عاشقان درغمت چون نی بنالم این زمان قامت سبز تو را خون رنگ زد چهره ات را دست دشمن چنگ زد مانده خالی از تپش گهواره ها بی سوار است اینک اینجا باره ها از هجوم زخم چنگیز و تتار در تو مانده زخم دشمن یادگار دیده ات بر چشم دشمن بسته است آه می دانم که چشمت خسته است خسته از آن ظلم و آن بیداد ها در گلویت مانده است فریا د ها شهر من ای شاهد دیدار عشق شهر من ای ما ذن پر بار عشق خانه و کاشانه گر تاراج شد کوچه هایت شاهد معراج شد شاهد معراج انسان تا خدا عرصه ی پیمان انسان با خدا خون مردانت اگر بر خاک ریخت نور ایمان بود و بر افلاک ریخت کودکانت گر چه در خون خفته اند قصه ی بیداد دشمن گفته اند دیو اگر در خانه ات چندی نشست عاقبت آه تو بنیادش شکست شهر من ا شط پر خون آمدم هان مپرسی هیچ تا چون آمدم زخم ها بر گرده دارم ریش ریش نعش اران برده ام بر دوش خویش دیده ام سر های بی تن را به خاک سینه ها دیدم فراوان چاک چاک دیده ام تدفین شبانه بارها نعش بس اطفال در آوار ها سنگ و خاک جاده با خون شسته ایم زیر آوار آشنایان جسته ایم آسمان در چشم یاران تنگ شد مسجد و محراب از خون رنگ شد اینهمه بیداد آخر بگذرد زخم تیر و تیغ و خنجر بگذرد باز خونین شهر ما خرم شود باز هر گلدسته خود پرچم شود شهر من ای شط پر آواز درد ای نشان پایداری در نبرد زیر هر گامی ستاره کاشتیم تا که این پرچم فرا افراشتیم خون ما خود پشتوانه پرچم است پرچم این عشق را نتوان شکست قلب تاریخ زمینی شهر من غرقه در خون این چنینی شهر من (( کتاب ترنم آبشار)) زینب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 23:5 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
بر سنگ قبر من بنوسيد
مشتي خاك به پيشگاه خداوند متعال
بسيجي شهيد علي قاريانپور
اي خدا جز تو نمي خواهم ، جز تو به راهي نمي روم ،جز تو
نمي گويم دنيا را سه طلاقه كرده ام
و از راه خود بر نمي گردم
دست از حق بر نمي دارم .
اللّه ،اللِِِّه من به مكتب خود پاي بندم.
شهيد چمران |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 14:31 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
مپندار،اين است كه ما مانده ايم
و شهدا رفته اند
اما حقيقت آن است كه
زمان ما را با خود برده است
و شهدا مانده اند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 14:13 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
آنان كه خاك را به هنر كيميا كنند آيا شود كه گوشه چشمي به ما كنند؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 14:11 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
با كاروان شهدا
يك بار به طور ناشناس به كربلا رفتم از قبل با خود عهد بسته بودم كه به
هيچ وجه با كسي حرف نزنم تا نفهمند كه من يك ايراني ام .وارد حرم
امام حسين(ع) شدم وحسابي با آقا خلوت كردم و از طرف همه بچه ها
پيش آقا عقده گشايي نمودم .ديگر هوش وحواسي برايم نمانده بود .دل
وعقل وهوشم را پيش آقا جا گذاشته بود .از حرم كه بيرون آمدم
همانطور كه با بي ميلي قدم بر مي داشتم خوردم به يك مرد عرب از
دهانم پريد وگفتم))آقا ببخشيد...معذرت مي خواهم..))
وقتي با نگاه عجيب و چهره حيرت زده مرد عرب مواجه شدم تازه فهميدم
كه چه دسته گلي به آب دادم. تا آن مرد عرب آمد چيزي بگويد،من خودم
را در ميان ازدحام جمعيت گم كردم واز تير رس نگاهش دور شدم.
راوي: خود شهيد (مهدي زين الدين) پي نوشت : شهيد مهدي زين الدين در طول جنگ ايران وعراق چند بار به طور ناشناس به زيارت حدم مطهر آقا ابا عبدالله نائل شدند واين خاطره هم از همان روزهاست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 13:39 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
مقصد بعدی زائران هویزه بود . شهری که شهید علم الهدی و 70 تن از یارانش به
همراه یک یادگاری از بمباران های شیمیایی در آن مدفون بودند . همان جا که فرزند شهیدی
چادرش را به روی صورتش کشیده بود و به یاد پدر گریه می کرد . همان جا که برای شادی
روح مطهر شهیدان زیارت عاشورا خواندیم .
همان جا که دیگر اختیارت دست خودت نبود و احساس می کردی در سرزمین طلایی قدم
نهادی و بر خاکی آسمانی سجده می کنی .
همچنین در آن جا نمایشگاهی هم بود که در آن تعدادی از عکس ها و وسایل شهیدان و
وصیت نامه هایشان نگهداری می شد . شهیدانی که نور در چهره شان موج می زد وبرق
نگاهشان خبر از سعادت
می داد . زمان به تندی می گذشت و هنگامه ی غروب نزدیک می شد. هنوز غروب نشده بود
که زائران پس از خواندن نماز زیارت وارد اتوبوس ها شدند و به راه افتادیم . ما می رفتیم
اما به راحتی می شد فهمید که چیزهایی جا مانده .
چه چیزهایی ؟ دل هایی که به یاد غربت شهیدان در هویزه جا مانده بود و چشم هایی که بر سر
در مزار دوخته شده بود .
ما رفتیم و دلها ماند ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 10:56 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
الا حول ولا قوه الا بالله
ای دشمن حق ما دلیر و حق پرستیم برگرد تا سربند یا زهرا نبستیم |
|
RSS
|